تبليغاتX
اخبار جدید & اس ام اس
وبلاگ آبی من
 

ایمبتلایان به وبا در ایران به ۷۳ تن رسید

یک بیمار مبتلا به وبا (عکس آرشیوی)
  یک بیمار مبتلا به وبا (عکس آرشیوی)
 

آمار منتشر شده در سنا: رييس مركز مديريت بيماريهاي وزارت بهداشت آخرين شمار مبتلايان به وبا در كشور را با 2 نفر افزايش، يكصد تن اعلام كرد.

دكتر محمد مهدي گويا ضمن تاكيد بر رعايت بهداشت از سوي هموطنان براي پيشگيري از بروز وبا اظهار داشت: هر 2 مورد ابتلاي جديد مربوط به استان قم است.

رييس مركز مديريت بيماريهاي وزارت بهداشت گفت توزيع سبزيجات و كاهو در رستوران‌ها و اغذيه‌فروشي‌هاي قم و کرج ممنوع است.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

سایت سلام دموکرات: صبح زود عازم خاوران شدیم. به محض ورود به جاده ی خراسان (خاوران) متوجه استقرار گُله به گُله ی نیروها و ماشین های پلیس شدیم. جلوتر گاردهای ضد شورش نیز در میان شان نمایان شد و باز هم نزدیک تر ، لباس شخصی ها هم ظاهر گشتند.

به میدان گل که رسیدیم، برای خرید گُل پیاده شدیم. در آنجا عده ی زیادی که بعضاً چهره های آشنایی داشتند، مشغول خرید بودند. از فروشندگان پرسیدیم که چقدر فروش داشته اند و جواب دادند: "خیلی زیاد. حتی یکدسته صد، صد و پنجاه نفری هم آمدند و گُل خریدند". از پاسخ آنان مطمئن شدیم که مراسم برقرار است و با شادی و بدون اعتنا به به نیروهای امنیتی و گارد شورش و لباس شخصی هایی که هر چه جلوتر می رفتیم بیشتر و متراکم تر می شدند، عازم گلزار گشتیم. اما هنگامیکه از سمت راست بزرگراه از جلوی جاده ورودی گلزار گذشتیم، شادی مان به یأس تبدیل شد. شاید یکصد نفر لباس شخصی و لباس نظامی و گارد ضد شورشی جاده خاکی ورودی به خیابان گلزار را با مخروطی ها و نرده بسته بودند. چشم های ایشان، که اینک در هر قدم ایستاده بودند، تا توی ماشین ها را نیز به دنبال بهانه ای برای دستور به توقف و آزار کسانی که قصد شرکت در مراسم را داشتند، می کاوید. می دانستیم که اگر حرکتی بکنیم و موبایل هایمان را برای عکس برداری بالا بیاوریم، متوقف مان خواهند کرد و اگر خودمان را بازداشت نمی کردند، حتماً تلفن های مان را می گرفتند.

دور که زدیم، تا به نزدیکیِ جاده یِ خاکی ورودیِ گلزار، موتور سواری به دنبالمان افتاد. سربازان وظیفه مستقر در آنجا، پنهانی از چشم افسران به ما اشاره می کردند که به راهمان ادامه دهیم و توقف نکنیم. به جاده که رسیدیم، دیدیم که بر خلاف دوران های گذشته که از ورود ماشین ها جلوگیری می کردند، راهی بود که پیاده می توانستیم تا درب ورودی گلزار بالا برویم، این بار کاملاً مسدود بود و پیادگان را نیز وادار به بازگشت می کردند. در چنین مواقعی، یکی دو راه فرعی و خاکی بود که می توانستیم پنهان از چشم نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها خود را به نزدیک مزار برسانیم، اما این بار، در آنجا نیز گروه های گشتی را مستقر کرده بودند تا هیچکس نتواند خط محاصره ی گلزار شهدا را بشکند. در دل به دختر عمویم آفرین گفتم که جنازه ی خاک شده اش نیز چنین هراسی را به دل سرکوبگران انداخته است.

وقتیکه به آخرین راهی که امید بسته بودیم رسیدیم، ماشین دیگری را دیدیم که سرپائینی می آمد و به ما اشاره می کرد که تلاشمان بیهوده است و "بازگردید". اما دل پر امید را نمی توان با اشاره مهار کرد. پس باز هم راه رفته را رفتیم. اینک برای نیروهای انتظامی و امنیتی مسجّل شده بود که به چه منظور آنجا آمده ایم. دستور "ایست" دادند و جلو آمده و بدون سوأل و جوابی کارت های شناسایی مان را گرفتند و گفتند: "تشریف ببرید میدان سپاه، پلیس امنیتی" .

در راه بازگشت به این نتیجه رسیدیم که رفتن به پلیس امنیتیِ میدان سپاه، بازداشت چند ساعته را در پی خواهد داشت تا مطمئن شوند که دیگر به گلزار باز نمی گردیم. پس رفتن مان سودی نداشت. از پشت شیشه های ماشین و نگاه به ارکیده های سرخ و دلی آکنده از درد، بیستمین سال شهادت شان را پاس داشتیم.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 4:19 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

خبرگزاري حکومتی فارس: جمعي از كاركنان اداره كل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تهران با ارسال نامه سرگشاده‌ايي نسبت به اخراج دسته جمعي خود اعتراض كردند.
 
در اين نامه سرگشاده آمده است: مدت‌ها پيش شايعه اخراج سريالي پرسنل تا 120 نفر جهت تعديل نيرو و ... توسط آقاي حسين عرب اسدي مديركل جديد و 28 ساله اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران به گوش مي رسيد. سپس چند هفته پيش عده اي از پرسنل ارشاد استان تهران را با حالتي بسيار بد براي امضاي تعهد و گرفتن اثرانگشت احضار نمودند كه چند نفر با اعتراض به اين حركت غيرفرهنگي از امضاي و دادن اثرانگشت خودداري نمودند.

در ادامه اين نامه آمده است دو هفته بعد از آن نيز در تاريخ 21/5/85 تعداد 10 نفر از پرسنل با نامه هاي اخراج مواجه شدند كه مايه تعجب و شگفتي شد چرا كه ميان آنها رزمنده، نيروهاي ارزشي و حتي روحاني به چشم مي خورد. آقاي عرب اسدي بعد از اعتراض اين 10 نفر و درخواست ارائه دليل اخراج نه تنها پاسخي نداد بلكه گفت: به هرمرجعي ميخواهيد شكايت كنيد. براي همين اين افراد به آقاي صفارهرندي وزير وزارتخانه متبوع، ديوان عدالت اداري و استانداري تهران شكايت نموده اند و در شكايتنامه خود خواسته اند كه : علت اخراج ما چه بوده است؟ اگر مازاد هستيم، چرا نيروي جديد يا بازنشسته جذب شده است؟ اگر مسئله عدم رعايت نظم و انضباط بوده است، چرا حتي يكبار تذكر هم نداده بودند؟! اخراج ما همزمان با جذب و جايگزيني نيروهاي جديد چه مفهومي دارد؟



+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

به گزارش رادیو آلمان، شیرین عبادی رئیس کانون مدافعان حقوق بشر روز گذشته در گفتگو با تایمز مالی آلمان از طرح جدید دولت احمدی نژاد برای مقابله با وبلاگ‌نویسان صحبت کرد.

او هشدار داد که لایحه‌ای که در این رابطه به مجلس داده شده، می‌تواند هزینه های سنگینی برای مردم داشته باشد.

شیرین عبادی در گفت وگوئی دیگر با دویچه وله در باره لایحه‌ای که اخیرا به مجلس رفته و در آن مجازات اعدام برای وبلاگ نویسان تعیین شده است، گفت که ابهام در این قانون، آن‌را بسیار خطرناک می‌کند. از جمله اینکه در قانون به سایت‌های "مروج فساد" اشاره شده است.

خانم عبادی می‌پرسد، فساد یعنی چه؟ آیا یک انتقاد سیاسی از مسئولان فساد به شمار می‌آید؟ و یا نشان دادن یک زن بدون روسری می‌تواند از مصادیق فساد باشد؟

شیرین عبادی می‌گوید، کلمات مبهم و قابل تفسیر در قانون باعث می‌شود که سرنوشت مردم به مخاطره بیافتد. او تاکید می‌کند که اساسا قرار دادن بلاگ نویسان و قلم‌بدستان در کنار جنایتکاران و دزدان مسلح  و همپا قرار دادن مجازات آن‌ها، که شامل اعدام هم می‌شود، امری است بسیار اشتباه و خطرناک!

وی معتقد است، نظایر این اشتباه در قوانین ایران بسیار دیده شده است. از جمله اینکه سن مسئولیت کیفری برای دختر ۹ و برای پسر ۱۵سال تعیین شده است. اکنون نیز، شاهد قانون خانواده هستیم که جز تزلزل خانواده پی‌آمد دیگری نخواهد داشت.

شیرین عبادی در مورد احتمال تصویب قانون نظارت بر سایت‌های اینترنتی، به همان شکلی که به مجلس ارائه شده است، گفت: یک فوریت این لایحه به تصویب رسیده و اگر به تصویب نهایی برسد، ‌‌آزادی بیان و وضعیت وبلاگ‌نویسان واقعا به خطر خواهد افتاد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط وحید  |