تبليغاتX
اخبار جدید & اس ام اس
وبلاگ آبی من
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٤  
ترکه می ره آمپول بزنه. دکتره میپرسه چپ بزنم یا راست؟ ترکه میگه .... مارو سیاسیش نکن وسط بزن

خواستگاری

کوچه علی چپ

روزی مردی خود را به کوچه علی چپ می زند گم می شود .

کنایه

پدر : پسرم سعی کن همیشه روی پای خودت بایستی .

پسر :چرا پدر جان؟

پدر : آخه الآن روی پای من ایستادی !

حمید

اولی :اسمت چیه؟

دومی:نمیدونم ! حمید ؟

 

خسیس

یک روز آدم خسیسی موز می خورد پوستش را لای دفتر خاطراتش می گزارد .

اسکلت

اولی : چرا اسکلت نمی تواند از طبقه چهارم بپرد پایین ؟

دومی : چون جگر ندارد .

شام آخر

یک شب سینما فیلم شام آخر را می گذارد همه با یکی یک قابلمه می روند سینما .

دیوانه

روزی سه دیوانه در دیوانه خانه بالاو پایین می پرند ومی گویند ما سیب زمینی هستیم . یکی از آن ها بر زمین نشسته دکتر از او می پرسد : تو چرا همراه با دوستانت نیستی ؟

دیوانه در جواب می گوید : آخه من ته ماهی تابه چسبیدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 به قزوینی میگه چرا زن نمیگیری؟ میگه آخه هنوز برادرزن مورد علاقه ام رو پیدا نکردم

ترکه می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه نوشته ظرفیت آسانسور شش نفر. با خودش میگه حالا من پنج نفرو از کجا بیارم!!!

یه کرده رو میخواستن شکنجه بدن ، شلوار استریج پاش میکنن!

به ترکه میگن یه پستاندار پرنده رو نام ببر میگه مهماندار هواپیما

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط وحید  |